احمد بن محمد ميبدى
14
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
تخصيص دارد كه آن بهشتيان راست و اين حضرتيان را ! ازاينرو بود كه جنيد روزى در ميان مردم بغداد ظاهر شد و گفت : اينها مشتى بهشتىاند ولى حضرتيان قومى ديگرند . و اينكه در آخر فرمود : لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ آگاهى است كه پرستش خداوند ، بنده را به تقوى و از تقوى به دوستى حق و از دوستى حق به پيروزى جاودانه برساند . ازاينرو در جاى ديگر فرمود : خدا را تقوى داشته باشيد به اميد اينكه رستگار شويد و جاى ديگر فرمود : كار نيك كنيد شايد رستگار شويد . 22 - پس آنگاه شگفتيهاى زمين و آسمان و پديدههاى آنها را دليل بر خداوندى و گواهى بر آفريدگارى و يكتائى و دانائى و توانائى خود دانست ، كه آسمانها بدون ستون و تكيهگاه بر پا داشت و روشنائى روز را از شب ديجور برآورد و تاريكى شب را از روشنائى روز پديد كرد ، ازين عجبتر آنكه روشنائى دانائى را در نقطهء خون سياه دل نهاد و روشنائى بينائى را در نقطهء سياهى چشم نهاد تا بدانى كه اين روز روشن نشان عهد دولت است و آن شب تاريك مثال روزگار محنت در حقيقت مىگويد : اى كسانى كه در روشنائى روز دل آرام داريد ، ايمن مباشيد كه تاريكى شب محنت بر اثر است ، همچنين است احوال دل ، گهى در شب قبض و گاه در روز بسط ، اندر شب قبض هيبت و دهشت ! و با روز بسط نعمت و رحمت ! در حين قبض ، حالت بنده همه زاريدن است و خواهش از دل ريش ، و در حال بسط همه نازيدن است و آرامش در پيش ! پير طريقت گفت : خدايا گر زارم در تو زاريدن خوش است ، ور نازم به تو نازيدن خوش است خداوندا شاد بدانم كه بر درگاه تو مىزارم ، به اميد آنكه روزى در ميدان فضيلت به تو نازم ، يك نظر در من نگرى و دو گيتى به آب اندازم . لطيفه : ارباب حقايق اين آيه را چنين تفسير كنند كه زمين رمز تن است و آسمان رمز عقل و آب رمز علم است كه بواسطهء عقل حاصل شود و ثمرهها كردار نيكو است كه بنده به مقتضاى دانش خود عمل كند آنگاه مىگويد به چنين خدائى انباز نورزيد ، و در پرستش او ديگرى را شريك نكنيد ؟ 23 - وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ فَأْتُوا بِسُورَةٍ . . . آيهء نخست در اثبات توحيد و حجّت بر مشركان عرب و اين آيت در اثبات نبوّت است و حجّت بر اهل كتاب و ذمّت ، و كلمهء شهادت مشتمل است به اثبات توحيد و نبوّت هر دو كه تا بهر تو خستو نشود در دايرهء اسلام در نيايد و اثبات نبوّت به اين است كه گفتار او را كلام حق دانى و كردار او را رهبر خودگيرى ، سخنان او وحى حق و بيان او راه حق و حكم او دين حق است ، و وجود او و بلاغ او در حال حيات يا ممات ، محبّت حق است ! چه آدم هنوز در پردهء آب و گل بود كه راز فطرت محمد بر درگاه عزت كمر بسته بود و نظر لطف حق بجان وى پيوسته و سخن : من پيغمبر بودم درحالىكه آدم ميان آب و گل بود اشاره به همين معنى است و نشر بساط عزّت قرآن از طىّ قدس خويش براى آنست كه نامحرم را دست ردّ بر سينه زند و سوختهء عشق را نقاب جمال فروگشايد ! به بينى بىنقاب آنگه جمال چهرهء قرآن * چو قرآن روى بنمايد زبان ذكر گويا كن ! 25 - وَ بَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا . . . - : اين آيت نواخت دوستان است و اميد دادن ايشان به ناز و نعمت جاودان و ترغيب مؤمنان بر طاعت و طلب زيادتى نعمت ، و آيت پيش تحذير بيگانگان است از شور دل و شرك زبان ، و بيم دادن آنان از آتش عقوبت ، و مؤمن آنست كه چون آيت اول بشنود بترسد و بىآرام شود و از عذاب دوزخ بينديشد